تبيين معناى «إلى» در آيه وضو

تبيين معناى «إلى» در آيه وضو

 چرا با وجودى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) مدت 23سال در ميان مردم زندگى كرده، و انجام مستحبات كوچك را به اصحاب ياد مى دادند، مانند ورود به مسجد با پاى راست و... باز در نحوه وضو گرفتن ميان مسلمانان اختلاف است؟ آيا هيچ كس طرز وضو گرفتن را نديده است يا از ابتدا مسلمانان به دو گونه وضو مى گرفتند؟

 منشأ اختلاف اين است كه اهل سنت، رواياتى را نقل مى كنند كه برخى از آنها بر مسح پاها و برخى بر شستن پاها دلالت دارد و بيشتر فقهاى اهل سنت، روايات شستن را بر روايات مسح مقدم داشته اند. از اين رو، آيه وضو(مائده، آيه6) را هم بر طبق همان روايات معنا و توجيه مى كنند.

امّا دانشمندان شيعه در مورد مسح پاها به قرآن استناد مى كنند و مى فرمايند: اين عمل، موافق نص آيه 6 سوره مائده است، چرا كه «أرجُلكم» عطف بر محل «برؤسكم» مى باشد; در ذهن خطور نمى كند كه «ارجل» را به وجوه عطف بگيريم. ضمن اين كه روايات امامان معصوم(عليه السلام) نيز مؤيد آن است، چرا كه آنان فرزندان به حق رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)هستند كه مى توانند بيان گر سيره راستين جدشان باشند و آن چه از امامان به ما رسيده، نيز بيان گر همين وضويى است كه علماى شيعه به آن اعتقاد دارند; مثلا در روايتى از «زُراره» و «بُكَيْر»، نحوه وضو گرفتن حضرت امام محمدباقر(عليه السلام)نقل شده است. امام باقر تصريح دارد كه وضوى پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)همين گونه بوده است.[1]

 


[1]. كلينى، فروع كافى، ج3، باب17، ح، 4و5، ص33 ـ 34; براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: علامه طباطبايى، الميزان، ج5، ص220; جعفر سبحانى، الاعتصام بالكتاب والسنه و... .

منبع: کتاب پرسمان قرآنی نماز

تفاوت وضوى شيعه و اهل سنت

تفاوت وضوى شيعه و اهل سنت

  آيا در كتاب هاى اهل سنت مانند صحاح سته (كتاب هاى شش گانه اهل سنّت)، رواياتى وجود دارد كه نشان دهد پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)دقيقاً مانند ما پيروان اهل بيت: وضو مى گرفته، و نماز مى خوانده است؟ تفاوت در نمازهاى اهل تشيع و تسنن از چه زمانى و به چه دليلى پا گرفت؟

 شكى نيست كه مسلمانان در صدر اسلام همانند پيامبر وضو مى گرفتند و نماز مى خواندند و اختلافى بين آنان نبود. از برخى روايات استفاده مى شود كه اختلاف در وضو از زمان عثمان (خليفه سوم) و به وسيله او به وجود آمد; چنان كه نقل شده است عثمان عده اى از اصحاب را جمع كرد و همانند اهل سنت وضو گرفت يعنى به جاى مسح، پاهايش را شست و گفت: ديدم كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) همين گونه وضو گرفت و عده اى از اصحاب مانند: طلحة بن عبدالله، عبدالله بن مسعود، محمدبن ابى بكر و... نيز به او اعتراض كردند و به او نسبت بدعت دادند، اما نتيجه اى نبخشيد، چنان كه بدعت هاى ديگرى نيز به وجود آوردند.[1]

روايات در اين باره از پيامبر(صلى الله عليه وآله) به صورت مختلف نقل شده است; روايات اهل سنت حاكى از اين است كه پيامبر مثل آنان وضو مى گرفته و نماز مى خوانده است; چنان كه نقل مى كرده اند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)هنگام نماز دست راست را روى دست چپ قرار مى داده است (مانند اهل سنت) و بعد از سوره حمد، آمين مى گفته است و...[2]، ولى روايات شيعه حاكى از آن است كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مثل شيعه وضو مى گرفته و نماز مى خوانده است; چنان كه قرآن كريم درباره وضو مى فرمايد: (يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَوةِ فَاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ)[3]; اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چون به ]عزم [نماز برخيزيد، صورت و دست هايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهايتان را تا مفصل ]يا برآمدگى پشت پا[ مسح كنيد.

  آيه ياد شده بر واجب بودن كارهايى در وضو دلالت دارد:

1. شستن صورت: محدوده و مقدار شستن صورت در آيه توضيح داده نشده، ولى طبق روايات معتبر، حد آن از طرف طول، از رستنگاه مو تا چانه و از طرف عرض، آن چه در ميان انگشت وسط و ابهام (انگشت شصت) قرار مى گيرد، مى باشد.[4]

2. شستن دو دست: طبق آيه (الى المرافق) دست ها بايد تا آرنج شسته شود، ليكن آيه نسبت به شستن از پايين به بالا يا از بالا به پايين ساكت است، ولى شستن طبيعى از بالا به پايين است و روايات وارده از اهل بيت نيز شستن آرنج به طرف سرانگشتان را بيان مى كند.[5]

3. مسح سر: (و امسحوا بروؤسكم). طبق صريح برخى روايات و تصريح بعضى از اهل لغت حرف «ب» به معناى تبعيض مى باشد; يعنى قسمتى از سر را مسح كنيد كه در روايات محلّ آن به يك چهارم جلوى سر معين شده است.[6]

4. مسح دو پا: (و امسحوا بروؤسكم و أرجلكم إلى الكعبين) قرار گرفتن «ارجلكم» در كنار «روؤسكم» گواه بر اين است كه پاها نيز بايد مسح شود.[7]

«كعب» هم به معناى برآمدگى پشت پا و هم به معناى غوزك مفصل مى باشد، يعنى نقطه اى كه استخوان ساق پا با استخوان كف پا مربوط مى شود بيان شده است.[8] و در آيه شريف به معناى نخست است و گواه آن، كلمه «الكعبين» در آيه است كه تثنيه است نه جمع.

 بنابراين، پر واضح است كه وضو و نماز خواندن رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) نيز مثل همين وضويى بوده كه شيعه مى گيرد، زيرا بعد از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) امامان معصوم: و فرزندان به حق رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) مى توانند بيان گر سيره راستين جدّشان باشند و آن چه از امامان به ما رسيده، نيز بيان گر همين وضو و نمازى است كه علماى شيعه به آن اعتقاد دارند.]علماى شيعه نيز احكام و فروعات دين را از روايات امامان(عليه السلام) گرفته اند[; مثلا در روايتى از زراره و بُكير نقل شده كه از امام باقر(عليه السلام)درباره وضوى رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)پرسيدند. حضرت فرمان داد ظرف آبى آوردند دست راست خود را در آب فرو برد، مشتى از آن آب را برگرفته و به صورت خود ريخت و صورت خود را با آن شست; سپس دست چپ خود را در آب فرو برد و مشتى از آن گرفت و به ساعد خود ]يعنى از مرفق به پايين [ريخت و دست راست خود را با آن شست، ولى همواره دست را از بالا به پايين كشيد و هيچ گاه از پايين به طرف مرفق نكشيد، نه در دست راست و نه در دست چپ; سپس با كف دست راست خودجلوى سر و روى پا را مسح كرد و آنگاه با دست چپ همان كرد كه دست راست كرد، ... .[9]

  اهل تسنن، نيز اين گونه وضو گرفتن را خلاف آيه و باطل ندانسته اند; چنان كه فخر رازى، از دانشمندان اهل تسنن، در ذيل آيه شش مائده و در مسئله 33 مى نويسد: فقها، عموماً شستن از آرنج به طرف سرانگشتان را مخلّ به صحت وضو نمى دانند، ولى آن را مخالف سنت برمى شمارند.

 


[1]. ر.ك: على شهرستانى، وضوء النبى، ص 58 ـ 88; جعفر سبحانى، اضواء على عقائد الشيعة الامامية، ص491و492.

[2]. ر.ك: اسد حيدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، ج3، ص181ـ364; جعفر سبحانى، الاعتصام بالكتاب و السنة; ابن حزم، المحلّى بالاثار، ج3، دارالفكر.

[3]. مائده، آيه6.

[4]. شيخ حرّ عاملى، وسائل الشيعة، ج1، ص403، باب 17 من ابواب الوضوء.

[5]. همان، ص405، باب19 من ابواب الوضوء.

[6]. همان، تفسيرنمونه، ج4، ص286; همان، وسائل الشيعة، ص410، باب22.

[7]. همان، تفسير نمونه.

[8]. سيدعلى اكبر قرشى، قاموس قرآن، ج6، ص117و118.

[9]. كلينى، فروع كافى، ج3، ص25 ـ 26، ح4; براى مطالعه بيشتر ر.ك: همان، وسائل الشيعة، باب 15 از ابواب كيفيت وضوء.

منبع: کتاب پرسمان قرآنی نماز

فلسفه وضو

فلسفه وضو

 فلسفه وضو و غسل چيست؟

  احكام شرعى دو گونه اند: 1ـ دسته اى كه برخى از حكمت هاى آنها در قرآن و روايات اسلامى بيان شده است; مانند روزه كه يكى از حكمت هاى آن را قرآن پرهيز از گناه دانسته است (بقره، آيه183).

  2ـ احكامى كه در آيات و روايات اشاره اى به فلسفه آنها نشده و يا دست كم به دست ما نرسيده است. در اين موارد ممكن است با دليل هاى عقلى يا تجربى به بخشى از آنها پى ببريم، ولى چون علم و عقل ما محدود است نمى توانيم فلسفه كامل آن را به دست آوريم. البته اين بدان معنا نيست كه انجام كار را بر دانستن حكمتش مبتنى كنيم، بلكه روحيه بندگى خداوند اقتضا مى كند تا فرمان بردار بى چون و چراى پروردگار خود باشيم و هر دستورى را ـ هر چند بدون آگاهى از حكمت آن ـ اطاعت كنيم و اين به معناى تقليد كوركورانه نيست، چرا كه فرض اين است كه پروردگار خود را به خوبى مى شناسيم و مى دانيم كه هرگز فرمانى را به زيان بنده اش صادر نمى كند، بلكه تمام احكام الهى براى رساندن او به كمال و تأمين سعادت و خوش بختى او در آخرت است و هر دستورى به ما دهد، صلاح و خير ما را در آن ديده است. هم چنان كه يك بيمار چون مى داند پزشك معالجش خير و صلاح او را مى خواهد و در پى بهبودى بيمارى اوست، داروهايى را كه برايش تجويز كرده است مصرف مى كند، بدون اين كه از حكمت آنها آگاهى داشته باشد.[1]

 درباره حكمت و فلسفه وضو و غسل نيز همه حكمت هاى آنها براى ما روشن نيست، ليكن دست كم دو فايده روشن مى توان براى آنها بيان كرد:

نخست: فايده بهداشتى; از نظر بهداشتى، شستن دست ها و صورت، آن هم پنج بار در شبانه روز، اثر قابل ملاحظه اى بر نظافت بدن دارد، ضمن اين كه تماس آب با پوست بدن در تعادل اعصاب بسيار مؤثر است.

دوّم: فايده اخلاقى و معنوى; از نظر اخلاقى و معنوى نيز چون اين عمل با قصد قربت و براى خدا انجام مى شود، اثر تربيتى دارد و به يك معنا انسان با انجام وضو از فرق سر تا قدم، در راه اطاعت خدا گام بر مى دارد.

امام رضا(عليه السلام) فرمود: فرمان به وضو، براى اين است كه بندگان هنگام ملاقات خدا پاك باشندو دستورهاى او را به كار بندند; از آلودگى ها و نجاست ها بر كنار شوند; علاوه بر اين، وضو سبب مى شود كه آثار خواب و كسالت از انسان برطرف شده و قلب براى قيام در پيشگاه خدا نور و صفا يابد.[2]

  غسل نيز فلسفه مشابهى دارد و طهارت و پاكى بدن از آلودگى ها در آن نهاده شده و مانند عبادت، سبب تقرب الهى و رشد معنويت انسان است.البته برخى مى گويند: موضع خاصى در غسل نجس شده و شستن همان موضع بايد كافى باشد، پس چرا همه بدن را بايد شست؟

درپاسخ بايد گفت:از نكاتى كه دانشمندان مى گويند و هم چنين روايتى كه از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است استفاده مى شود كه جنابت، همه بدن را تحت تأثير قرار مى دهد، نه موضع خاصى را، لذا شستن همه بدن لازم است.[3]

  اين مطالب از آيه 6 سوره مائده نيز استفاده مى شود: (مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَج وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ); خدا نمى خواهد براى شما مشكل ايجاد كند، بلكه مى خواهد شما را پاك سازد.[4] هم چنين انسان وقتى در محضر بزرگى قرار مى گيرد، خود را آراسته و نظيف مى نمايد و شرف يابى به محضر خدا به طهارت و نظافت نياز دارد كه با غسل و وضو تأمين مى شود.

 


[1]. محمدحسن نجفى، جواهرالكلام، ج26، ص38.

[2]. حرّعاملى، وسائل الشيعه، ج1، ص257; ناصر مكارم شيرازى، پرسش و پاسخ، ص397.

[3]. همان، وسائل الشيعه، ج1، ص466; همان، پرسش و پاسخ، ص399.

[4]. برگرفته از تفسيرنمونه، ج4، ص291.

منبع: کتاب پرسمان قرآنی نماز