قلب را فرصت حضور دهيد

قلب را فرصت حضور دهيد(استاد محمد جواد محبت)

ديده از خواب ناز باز كنيد

رو بدرگاه كارساز كنيد

دستها را از روي صدق و صفا

جانب آسمان دراز كنيد

رهزنان در كمين ايمانند

در زبيگانگان فراز كنيد

پلي از سجده تا خلوص زنيد

راز راهمره نياز كنيد

آه را بال سوز بگشائيد

روح را آشناي راز كنيد

قلب را فرصت حضور دهيد

اشگ را وقف سوز و ساز كنيد

با همان قطره ها وضو گيريد

با همان شتشو نماز كنيد


هنگامه

هنگامه...

براي امام علي(ع)


ايمان و امان و مذهبش بود نماز

در وقت عروج ، مركبش بود نماز

هنگام كه هنگامه آن كار رسيد

چون بوسه ميان دولبش بود نماز

قيصر امين پور


نماز آدینه

اي به آيين پاك آيينه
ساده و بي ريا و بي كينه

اين همه روشني ، مگر داري
جاي دل آفتاب در سينه

ازدحامت حضور بيداري است
در صفوف نماز آدينه

دستهايت كليد معبد عشق
با خدا آشناي ديرينه

آرمان بلند شعر من است
درك آن دستهاي پر پينه

آشنا كن مرا به آيينت
اي آئينه ، آي آئينه !

فاطمه راكعي


نور عشق

دل را به نور عشق صفا مي دهد نماز
جان را به ياد دوست جلا مي دهد نماز

از خارزار شرك اگر بگذري به صدق
باغ تو را ز جلوه صفا مي دهد نماز

تا بنگري جمال حقيقت ز معرفت
سرچشمه ات ز آب بق مي دهد نماز

پاي تو را ز قيد تعلق رها كند
دست تو را به دست دعا مي دهد نماز

هر دم كه سر به سجده اخلاص مي نهي
روشندلي ز ياد خدا مي دهد نماز

چون بشنوي صلاي مؤذن ، شتاب كن
كز بارگاه قدس ندا مي دهد نماز

مشفق كاشاني

هنگام نماز

برخيز به هنگام ، كه هنگام نماز است
صبح است و در رحمت حق ، بر همه باز است

گلبانگ اذان برشنو از خانه الله
آواي فرشته است كه در راز و نياز است

از قله سرگشتگي خويش فرود آي
سر نِه به سر سجده كه معراج نماز است

كوتاه كن اين قصه و از رنگ تعلق
بگريز و مگو راه به الله دراز است

الحمد سفيري است سفرساز و خوش آهنگ
تا بارگه دوست كه او بنده نواز است
جواد محدثي

هدیه به معبود

ارزنده ترين گوهر مقصود نماز است
زيبنده ترين هديه به معبود نماز است

فرمود علي شير خدا ، ساقي موثر
در مكتب ما شاهد و مشهودنماز است

اين نكته رسول مدني گفت به سلمان
سري كه به توفيق تو افزود نماز است

در دادگه عدل خدا روز قيامت
از صلح حسن مقصد و مقصود ، نماز است

از آمدن كرب و بلا آنچه به عالم
مقصود حسين بن علي بود نماز است

آن روز كه آيد ز پس پرده غيبت
اول هدف مهدي موعود نماز است

جواد محدثي

آثار نماز

معراج هر مقدس و هر پارسا نماز

تنها ستون محكم دينِ خدا نماز

مقصود از رسالت پيغمبران چه بود؟

اصل رسالتِ همه انبيا نماز

طاعات بندگان خدا مي‌شود قبول

از بنده گر قبول كند كبريا نماز

هرگز به گردِ منكر و فحشا نمي‌رود

بي شك به قربِ حضرت محبوب مي‌رسد

هر كس كند اقامه به صدق و صفا نماز

در هر شبانه روز بود پنج بار فرض

در صبح و ظهر و عصر، غروب و عشا نماز

فرزند من فريضه‌ي حق را بجاي آر

زيرا كه گشته فرض به شاه و گدا نماز

در آن زمان كه بانگ اذان مي‌شود بلند

بشتاب تا كنيم به مسجد ادا نماز

آغاز هر نماز به تكبير مي‌شود

تا بر خدا بريم به دور از ريا نماز

نيّت كنيم و قصد تقرّب به ذات او

يعني براي غير بود ناروا نماز

خواهي ز رنج و زحمت دنيا رها شوي

دردِ تو را است راه علاج و شفا نماز

راه بهشت همسفران در اطاعت است

يعني بود به جنّت حق رهگشا نماز

داني پيام شاه جگر تشنگان چه بود

در تنگناي حادثه‌ي كربلا، نماز

آماج تير دشمن دين بود و مي‌گشود

تفتيده لعلِ خويش به تسبيح يا نماز

خوش گفت «عندليب» خدايا قبول كن

از راه لطف، بنده‌ي دلداده را نماز

خوش گفت «عندليب» خدايا قبول كن

لحظه سبز دعا

چشمه‌ها در زمزمه، رودها در شست و شو

موج‌ها در همهمه، جوي‌ها در جست وجو

باغ در حال قيام، كوه در حال ركوع

آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

سنگ پيشاني به خاك، ابر سر بر آسمان

مثل گنبد خم شده قامت رنگين كمان

ابر در حال سفر، آسمان غرق سكوت

بر سر گلدسته‌ها، بال مرغان در قنوت

كاسه‌ي شبنم به دست، لاله مي‌گيرد وضو

بيدها گرم نماز، بادها درهاي و هو

سرو سر خم مي‌كند، غنچه لب وا مي‌كند

در ميان شاخه‌ها، باد غوغا مي‌كند

يشاخه‌ها گل مي‌كنند لحظه‌ي سبز دعا

دستها پُل مي‌زنند، بين دلها و خدا


نماز آخرین

به نماز بست قامت كــه نهــد بــه عـرش يارا
به خدا علــي نبينــد به نمــاز، به جز خــدا را

چو بگفــت نــام « ا... » و ادا نمـــود « اكبــر»
بگرفت هيبت حــق همــه ملــك ما سِوي را

نَبًوُد زسجده خوشتر، به خـدا قســم، علـي را
كه خــداي مي پسنــدد به ســجود او دعا را

به نماز آخــرينش چـه گـذشت؟ مـن نـدانم
كه نداي دعوت آمد، شه ملــك«هل اتي» را

شب تار از اين مصيبت، بدريـد سيــنه خــود
اثــرات اين سحـــر شـد همــه جاي آشكارا

چه گذشت يارب آن دم به دل غمين زينب؟
چو بديد غرفه در خون،سروروي مرتضي را

زشهــادت علــي شــد چــو تمـام صبر زينب
چــه كنــد اگــر كــه بيند شهداي كربلا را؟

زگــناه خــود به محشر چه غمت بود «حسانا»
كه ولاي او كشــانــد بســوي بهـشت مــا را

حبيب چايچيان


مناجات سحر

صلا زدند كه برگ صبوح ساز كنيد

به ساز مرغ سحر ترك خواب ناز كنيد

مي‌خمار شكن مي‌دهند كز سرها

خمار چون شكن زلف يار باز كنيد

سرود بدرقه‌ي كاروان شب خوانيد

در اي قافله‌ي صبح پيشواز كنيد

به ساز زهره، سماوات مي‌دهد پيغام

كه گوش دل به مناجات اهل راز كنيد

وضو به چشمه‌ي صهباي صبحدم سازيد

به سوي قبله‌ي ميخوارگان نماز كنيد

چو بلبلان بهاري به اهتزاز نسيم

هواي شور و نوايي به سوز و ساز كنيد

يگانه راز و نياز قبول اهل دل است

دو گانه‌اي كه به درگاه بي‌نياز كنيد

سر نياز فرود آوريد و نذر قبول

به زير قبه‌ي اين بارگاه ناز كنيد

نگين خاتم جم در نماز مي‌بخشند

نظر به حلقه‌ي رندان پاكباز كنيد

يگانه راز عروج مقام قرب اينست

كه از گروه عزازيل احتزاز كنيد

به زلف يار اگر دست يافت آه سحر

بسا كه پرچم عزت به اهتزاز كنيد

يكي است نغمه اگر زخمه‌ها به زير و بم است

به پرده‌هاي حقيقت رهِ مجاز كنيد

اگر به ساز دل شهريار گوش دهيد

جهان پر از طرب و شور و شاهناز كنيد

سيد محمد حسين شهريار


نهانخانه اسرار

بـــر در ميــكــده از روي نيـــاز آمــــده‌ام
پيش اصحاب طريقت به نماز آمده‌ام

از نهــــانخــــانه اســــرار نــــدارم خبــري
به در پيرمغـان صــاحب راز آمــده‌ام

از سـر كوي تو رانــدنــد مــرا بــا خــواري
با دلي سوخته از بــاديه بــاز آمــده‌ام

صوفي و خرقة خود، زاهد و سجاده خويش
من سوي دير مغــان نغمه نواز آمده‌ام

بــا دلــي غمــزده از ديــر به مسجـد رفتــم
به اميدي هِله با سوز و گـداز آمـده‌ام

تــا كنــد پــرتــو رويـت بـه دو عـالم غوغا
بر هر ذره به صــد راز و نيــاز آمده‌ام

امام خميني(رحمة الله علیه).