تغيير قبله و نسخ
تغيير قبله و نسخ
در آيه شريف: (ما ننسخ مِن ءآية أو...)[1] نسخ آيات قرآنى به چه معناست؟ در اين آيه شريف به مسئله تغيير قبله از بيت المقدس به سوى كعبه اشاره شده است (آيه 144 همين سوره); چرا پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)منتظر بود كه دستور تغيير قبله صادر گردد؟
الف) «نسخ» در لغت به معناى زايل كردن، از بين بردن، ابطال و تغيير آمده است. در مجمع البيان آمده: «نسخ» در لغت، آن است كه چيزى را ابطال كرده و چيز ديگرى در جاى آن قرار دهيم و اصل آن عوض گرفتن چيزى به جاى ديگرى است. معناى ديگر كلمه «نسخ»، نقل يك نسخه كتاب به نسخه اى ديگر است و اين عمل را از اين جهت نسخ گويند، كه گويى كتاب اولى را از بين برده و كتابى ديگر جاى گزين آن كرده اند. «نسخ حكم» نيز جانشين كردن حكمى در جاى حكمى ديگر است. آيه فوق يعنى: (ما ننسخ مِن ءاية أو ننسها نأت بخير مّنها...)[2]; اگر آيه اى را نسخ كنيم و يا از يادتان ببريم بهتر از آن يا نظير آن را مى آوريم. آيا نمى دانى كه خداوند به هر چيز توانا است؟ اين آيه به مسئله نسخ و حكمت آن اشاره مى كند. «نسخ حكم»، زمانى است كه مصلحت حكم محدود به زمان باشد و با سر آمدن زمان، مصلحت آن از بين رفته، نسخ شود و حكم ديگرى جاى آن را بگيرد. از نظر آيه ياد شده، نسخ باعث نمى شود كه خود آيه نسخ شده، به كلى از عالم هستى محو و نابود گردد، بلكه عمر حكم آن آيه كوتاه است، چون به وصفى وابسته است كه با نسخ، آن صفت از بين مى رود;بنابراين مراد از «نسخ» از بين بردن اثر آيه است; يعنى با نسخ، اثر آن آيه از بين مى رود، ولى خود آن آيه باقى مى ماند; و اثر آن ممكن است تكليف باشد و يا چيز ديگر. در تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه كه يكى از مصداق هاى نسخ به شمار مى آيد نيز به علت مصالحى كه در تشريع احكام است اين كار انجام گرفت و اين نبود مگر براى تربيت و تكميل بندگان خدا و نيز جداسازى مؤمنان واقعى از گناه كاران سركش.
نسخ آيه نيز دو گونه است: 1. نسخ به همان يك جهتى كه دارد ]مثل اين كه به كلى آن را نابود كند[. 2. آيه اى را كه چند جهت دارد، از يك جهت نسخ كند و جهات ديگرش را به آيه بودن باقى گذارد; مانند آيات قرآنى كه هم از نظر بلاغت، آيه و معجزه است و هم از نظر حكم; حال اگر از جهت حكمى نسخ شود، جهات ديگرش باقى است.
ب . آيه شريف: (قد نرى تقلّب وجهك فى السّماء...)[3] نگاه هاى انتظارآميز تو را به سوى آسمان ]براى تعيين قبله نهايى [مى بينيم، اكنون تو را به سوى قبله اى كه از آن خشنود باشى باز مى گردانيم. از اين آيه بر مى آيد كه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)پيش از نازل شدن حكم تغيير قبله، روى مبارك خويش را به آسمان متوجه كرده بود و گويى انتظار فرو فرستادن چنين حكمى را مى كشيده است. پيامبر(صلى الله عليه وآله) دوست داشت كه خداوند متعال با دادن قبله اى مختص به او و امتش احترامش كند، نه اين كه از قبله بودن بيت المقدس ناراضى بوده باشد; علّت آن هم سرزنشى بود كه از طرف يهوديان متوجه مسلمانان شده بود. آنان به قبله نداشتن مسلمانان خرده مى گرفتند و با بيت المقدس بر مسلمانان فخر مى فروختند. رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)از اين وضع ناراحت بود، لذا منتظر بود از ناحيه خداوند متعال فرمانى برسد و اندوهش را زايل كند، سپس اين آيه نازل شد.
هم چنين علت ديگر اين انتظار را در علاقه شديد پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) به حضرت ابراهيم(عليه السلام) و آثار او بايد جستوجو كرد. از طرف ديگر «كعبه» قديمى ترين خانه توحيد بود. او مى دانست كه «بيت المقدس» قبله موقتى مسلمانان است و آرزو داشت قبله اصلى و نهايى هر چه زودتر تعيين گردد; بنابراين با صدور اين فرمان (تغيير قبله) از يك سو زبان طعن يهود از مسلمانان قطع مى شد و از سوى ديگر موجبات علاقه مندى بيشترى در مردم حجاز كه توجه خاصى به كعبه داشتند.
منبع: کتاب پرسمان قرآنی نماز
آنقدر در سجده به درگاهت ماندم که