مقدار پوشش زن در نماز و غيرنماز

مقدار پوشش زن در نماز و غيرنماز

 آيا در نماز، پوشيدن چادر لازم است؟زن چه مقدار از بدن را بايد در نماز بپوشاند؟ اگر سهواً بخشى از آن هويدا شود چه حكمى دارد؟آيادر غيرنماز ديدن پاى زن (پايين تر از قوزك پا) توسط نامحرم، گناه و حرام است؟ لطفاً آيات يا روايات آن را بيان كنيد؟

   زن در غير حال نماز، هنگامى كه در معرض ديد نامحرم قرار گيرد، لازم است تمام بدنش را به جز «دست تا مچ» و «چهره» بپوشاند. زن بايد هنگام نماز نيز تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند، ولى پوشاندن صورت به مقدارى كه در وضو شسته مى شود و دست ها و پاها تا مچ لازم نيست، اما براى اين كه يقين كند مقدار واجب را پوشانده بايد مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين تر از مچ دست و پا را هم بپوشاند.[1]

 پوشش به مقدارى كه گفته شد اگر بدون چادر هم محقق باشد، براى نماز كفايت مى كند،بنابراين اگر بلوزو شلوار پوشيده باشد و يا جلوى چادر چند لحظه اى سهواًباز باشد اشكالى نداشته و نمازباطل نيست.[2]

 در حال نماز، اگر نامحرم او را نبيند، اگر علاوه بر دو موضع بالا، كف و روى پاها تا قوزك پا را نپوشاند، نمازش صحيح است.[3] در اين كه زن بايد بدن خود را بپوشاند و نگاه كردن به بدن او حرام است شكى نيست و آيات و روايات بر اين مطلب دلالت دارند.

آن چه مهم است اين است كه از اين دو اصل كلى (وجوب پوشش و حرمت نگاه) چه مواردى استثنا شده است؟

 بيشتر فقها، با توجه به آيات و روايات فتوا داده اند كه ـ در غير حالت نماز ـ تنها چهره و دو دست (از مچ به پايين تر) از آن قاعده كلى مستثنا شده اند، ولى بقيه بدن زن از جمله پايين تر از قوزك پا، داخل همان اصل كلى (وجوب پوشش و حرمت نگاه) باقى مانده اند.

  برخى از آياتى كه فقها به آن استناد مى كنند عبارت است:

الف) (قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـرِهِمْ وَ...)[4]; به مردان با ايمان بگو: ديده فرو نهند... . اين آيه دلالت بر حرمت نگاه به زنان دارد.

ب) (وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ...)[5]; و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را ]از هر نامحرمى[ فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگرادنند مگر آن چه كه ]طبعاً[ از آن پيداست و بايد روسرى خود را برگردن خويش ]فرو [اندازند. اين آيه علاوه بر حد پوشش موارد مستثنا را هم بيان مى كند. در تفسير اين آيه مسعدة بن زراره از حضرت صادق(عليه السلام)نقل مى كند كه وقتى از حضرت درباره زينتى كه زن مى تواند آشكار كند سؤال شد فرمود: چهره و دو كف.[6]

 با توجه به آيه و روايت مى فهميم كه پوشش پاها واجب است و نگاه كردن نامحرم به آن حرام است وگرنه امام صادق(عليه السلام)پاها را هم استثنا مى فرمود. روايات و ادله ديگرى در اين زمينه وجود دارد.[7]

  در شرع مقدّس اسلام، طلا بر مرد حرام است، امّا برخى از آيه ها كه پاداش بهشتيان را بيان مى كند مى فرمايد: دست بندهاى ايشان از طلا و لباس هايشان از حرير است. با اين كه مى دانيم حكم به حلال و حرام بودن اشيا، ذاتى است نه اعتبارى لطفاً علت را بيان كنيد.

 (يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَب وَ لُؤْلُؤًا وَ لِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ);[8]. در آن جا با دستبندهاى زرّين و مرواريد آراسته شوند و جامه شان در آن جا ديباست.

  الف) خداوندِ متعال، طلا و لباس حرير را بر مردان، در دنيا حرام كرد، ولى در بهشت زيباترين لباس هايى را كه در دنيا، از آن محروم بودند، در تن مى كنند و دست بندهاى جواهرنشان در دست دارند. اگر مردان در اين دنيا، از اينها محروم شده اند، شايد به علت غرور و غفلت و... بوده است و چون در بهشت، اين مسائل مطرح نيست، اين ممنوعيّت ها برداشته مى شود و جبران مى گردد.

  ب) براى بيان نعمت هاى بهشتى، الفاظ معمولى دنيا، هرگز كافى نيست و چاره اى نيست جز اين كه با اين الفاظ، اشاره اى به آن نعمت هاى عظيم و توصيف ناكردنى شود.[9]

  ج) دنيا، جايگاه تكليف است و ما به انجام دادن همه فرمان هاى الهى موظّف هستيم، گرچه در برخى از موارد، سبب حقيقى را ندانيم. آخرت، جايگاه نتيجه است و قابل مقايسه و تطبيق با اين دنيا نيست.

  د) آن چه حرمت آن در شريعت ثابت است، تنها طلاى زرد است كه سبب آن، شايد آثار فيزيكى سوئى كه بر جسم مرد مى گذارد باشد. بديهى است كه انسان، در آخرت، هرگز تحت تأثير چنين عواملى قرار نمى گيرد.

در ضمن، چه كسى گفته كه حرمت و حليّت ذاتى اشيا است؟ تشريع، چه از سوى شارع مقدّس و چه از سوى انسان، امرى اعتبارى است; در شريعت هاى گذشته، بعضى محرّمات بوده، كه در شريعت اسلام، حلال است; قرآن مى فرمايد: (وَلاُِحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِى حُرِّمَ عَلَيْكُمْ)[10].

                بنابراين حرمت مربوط به دنياست، نه آخرت.



[1]. بنى هاشمى، توضيح المسائل مراجع، ج1، ص463، مسئله 789.

[2]. ر.ك: استفتائات امام خمينى، ج1، ص137; توضيح المسائل مراجع، همان، ص465.

[3]. محمد وحيدى، احكام بانوان (فتاواى حضرت امام)، ص15.

[4]. نور، آيه30.

[5]. همان، آيه31.

[6]. وسايل الشيعه، ج20، ص202.

[7]. براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: شهيد مطهرى، فلسفه حجاب و فتحيه فتاحى زاده، حجاب از ديدگاه قرآن و سنت، مراجعه كنيد.

[8]. حج، آيه23.

[9]. تفسير نمونه، ج14، ص57 و ج25، ص371.

[10]. آل عمران، آيه50.

منبع: کتاب پرسمان قرآنی نماز

فلسفه حجاب درنماز

فلسفه حجاب درنماز

  چرا زنان در نماز بايد پوشش و حجاب داشته باشند؟ آيا در قرآن به اين موضوع اشاره اى شده است؟

  نخست لازم به يادآورى است كه قرآن به مسئله پوشش زن در نماز اشاره اى به صراحت ندارد، لكن رواياتى كه به تفسير آياتى همچون آيات 26 و 31 سوره اعراف پرداخته اند به اين مسئله اشاره كرده اند.[1] اما فقها به استفاده از رواياتى كه در اين زمينه وارد شده به مسئله پرداخته اند.

  درباره پوشش در نماز بايد گفت: مسئله محرم و نامحرم مربوط به انسان هاست و خداوند منزّه از آن است، ولى فلسفه پوشش انسان تنها مربوط به مسئله محرم و نامحرمى نيست، چون بر هر نمازگزارى (زن باشد يا مرد) واجب است خود را در نماز به مقدارى كه در شرع مقدس واجب شده بپوشاند; اگرچه تنها باشد و در خلوت نماز بخواند و هيچ كس او را نبيند.

 پوشش براى انسان، اعم از زن و مرد، نوعى كرامت الهى است. تنها آدميان لباس مى پوشند، امّا هيچ حيوانى لباس نمى پوشد; بنابراين پوشش نشانه اى براى شخصيت و احترام انسان محسوب مى شود;[2] افزون بر اين، در نماز علاوه بر خشوع قلبى، خشوع ظاهرى و احترام در مقابل ذات حق تعالى هم لازم است و آنچه خداوند براى بانوان در خضوع و احترام بندگى مى خواهد، مسئله رعايت حجاب هنگام نماز است. قرآن كريم مى فرمايد: (وَ نَحنُ أَقرَبُ إِلَيهِ مِن حَبلِ الورِيد);[3] و ما از شاه رگ ]او [(انسان) به او نزديك تريم.

  از اين كه خداوند، رعايت حجاب را هنگام نماز واجب كرده، مى فهميم كه حجاب، بهترين و تنها لباسِ حضور نزد پروردگار است. حجاب براى زنان مؤمن، مقدمه قرب و نزديكى به حق تعالى است و بهترين تمرين براى حفظ و رعايت آن براى بانوان در برابر نامحرم به شمار مى رود، زيرا خانمى كه پنج نوبت در شبانه روز در آن جا كه نامحرمى نيست اين گونه خود را بپوشاند، بى گمان خود را در برابر نامحرم بهتر مى پوشاند; البته مسئله لزوم رعايت حجاب براى بانوان در نماز، ممكن است حكمت هاى ديگرى هم داشته باشد كه براى ما معلوم نيست، چون فلسفه و حكمت همه احكام براى ما بيان نشده و آنچه بيان شده نيز به طور كامل به دست ما نرسيده است.[4] براى آگاهى بيشتر چند كتاب درباره حجاب معرفى مى كنيم.[5]

 


[1]. ر.ك: بحارالانوار، ج 80، ص 164ـ168ـ173ـ185 / ترجمه الميزان، ج 8، ص 86.

[2]. ر.ك: ترجمه الميزان، ج 8، ص 86.

[3]. ق، آيه16.

[4]. اقتباس از: محمد وحيدى، احكام بانوان، ص17; على محمدى، فلسفه حجاب، ص17.

[5]. 1. شهريار تهرانى; آيا حجاب ضرورت دارد؟، 2. محسن قرائتى و محمد محمدى اشتهاردى; پوشش زن در اسلام، 3. مهدى مهريزى; حجاب، 4. على محمدى آشنايى; حجاب در اديان الهى، 5. محمدرضا اكبرى; حجاب در عصر ما، 6. مقالات كنگره اسلام و زن; حجاب و آزادى، 7. محمد مهدى شمس الدين; حدود پوشش و نگاه در اسلام، 8. رسول جعفريان; رسائل حجابيه، 9. مرتضى مطهرى، مسئله حجاب.

منبع: کتاب پرسمان قرآنی نماز