سفارش قرآن به نماز جماعت
سفارش قرآن به نماز جماعت
آيا در قرآن به نماز جماعت سفارش شده است؟
در قرآن كريم، معمولا به كليات مسايل پرداخته شده و تبيين جزئيات به عهده پيشوايان معصوم(عليهم السلام)نهاده شده است. در برخى موارد به علت اهميت فراوان مطلب و تأكيد بيشتر، به امور جزيى پرداخته شده است.
در آيات 43 بقره و 43 آل عمران و 103 نساء و... توصيه به نماز جماعت و انجام عبادت همراه ديگران شده است، زيرا اسلام به اجتماع سفارش كرده است و انزوا و گوشه نشينى را محكوم نموده است.[1]
ثواب نماز جماعت
با توجه به قرآن، ثواب نماز جماعت چه مقدار است؟
در قرآن كريم، آياتى هست كه مفسران به نماز جماعت تفسير كرده اند; مانند آيه (وَ أَقِيمُوا الصَّلَوةَ وَ ءَاتُوا الزَّكَوةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّ كِعِينَ)[2]; و نماز را به پاى داريد و زكات را بدهيد و با ركوع كنندگان ركوع كنيد ]و نماز را با جماعت بگذاريد.[ و نيز آيه مربوط به نماز جمعه كه مى فرمايد: (يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِذَا نُودِىَ لِلصَّلَوةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذَ لِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[3]; اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چون براى نماز جمعه ندا در داده شود، به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد، اگر بدانيد اين براى شما بهتر است.
با توجه به اين نكته، كه نماز جمعه از نمازهاى واجبى است كه يكى از شرايط صحت آن، به جماعت خواندن است اهميت نماز جماعت روشن تر مى گردد.
ثواب نماز جماعت در روايات بيان شده است: اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان، ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند، ثواب نمازشان بيشتر مى شود تا به ده نفر برسند وقتى عدّه آنان از ده نفر گذشت، اگر تمام آسمان ها كاغذ و درياها مركب و درخت ها قلم و جن و انس و فرشتگان نويسنده شوند، نمى توانند ثواب يك ركعت را بنويسند.[4]
احكام نماز جماعت
كدام آيه درباره نماز جماعت آمده كه انسان مى تواند در نماز صبح و عشا و مغرب، حمد و سوره را آهسته خوانده و در نماز ظهر و عصر، به جاى حمد و سوره ذكر تسبيح خدا را بگويد؟
قرآن، رساله احكام نيست، بسيارى از موضوعات را به صورت كلى بيان مى كند و به جزئيات آن نمى پردازد و شرح و توضيح آن را بر عهده پيامبر(صلى الله عليه وآله) و معصومين(عليهم السلام) قرار داده و وظيفه ما را اطاعت از آن بزرگواران مى داند: (وَ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون)[5]; ...و ما اين ذكر ]=قرآن [را بر تو نازل كرديم، تا آن چه به سوى مردم نازل شده است، براى آنها روشن سازى; شايد انديشه كنند. و: (يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الاَْمْرِ مِنكُم ...)[6]; اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولواالأمر ]= اوصياى پيامبر [را... .
اين سؤال نيز از نمونه مواردى است كه قرآن به صورت جزئى به آن نپرداخته و توضيح دقيق آن را مراجع معظّم (مجتهدان)، با مراجعه به روايات معصومين(عليهم السلام) دريافت نموده، به ما عرضه مى دارند، تا به آنها عمل نماييم. روايات اين موضوع در كتاب وسائل الشيعه آمده است.[7]
چرا مأموم در نماز جماعت حمد و سوره را نمى خواند؟ و ديگر آن كه چرا سجده آخر نماز جماعت كمى طولانى تر از بقيه سجده ها است. لطفاً آيه يا ذكرى را كه در آن خوانده شود، بيان فرماييد.
با توجه به آن چه قبلا درباره فلسفه احكام گذشت، شرايط و اجزاى نماز جماعت نيز حكمت هايى دارد كه ممكن است برخى از آنها بر ما روشن شود و بسيارى هم فراتر از عقل ما باشد. پس لازم است طبق آيات و روايات عمل كنيم اگرچه فلسفه آن را نفهميم.
نماز جماعت كه به صورت گروهى برگزار مى شود، يك نفر امام و ديگران تابع و پيرو او هستند. در قرآن مى خوانيم: (و إذا قرئ القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلّكم ترحمون)[8]; و چون قرآن خوانده مى شود، گوش بدان فرا دهيد و خاموش مانيد، اميد كه بر شما رحمت آيد. واژه «أنصتوا» از ماده «انصات»، به معناى سكوت توأم با گوش دادن است. در برخى روايات نيز آمده است: هنگامى كه در نماز جماعت هستيد و امام جماعت مشغول قرائت قرآن (خواندن حمد و سوره) مى باشد، بر شما لازم است كه به او گوش داده و سكوت اختيار كنيد.[9]
البته اين حكمت بيشتر با نمازهاى جهريه (نمازهايى كه بلند خوانده مى شوند، مانند نماز صبح و مغرب و عشا) سازگار است; از اين رو فقها فتوا داده اند كه در همين نمازها چنان چه مأموم صداى امام جماعت را نشنود، مى تواند خود به قرائت بپردازد.[10] امّا در مورد نمازهاى اخفاتيه (نمازهايى كه آهسته خوانده مى شوند، مانند: ظهر و عصر) در روايات آمده است كه قرائت حمد و سوره همه مأمومين تنها به امام اختصاص يافته و بر عهده او است.[11]
امّا براى سجده آخر نماز آيه اى وارد نشده است و به فتواى فقهاى بزرگوار خواندن قرآن در سجده نماز كراهت دارد.[12]
يكى از دعاهاى مناسبى كه در رساله هاى عمليه براى سجده (تمام سجده هاى نماز و نه فقط سجده آخر) ذكر شده چنين است: (يا خَيْرَ الْمَسْؤوُلين و يا خير المُعطين أُرزقنى و ارزُق عِيالى من فَضلك فإنَّك ذوالفضل العظيم); اى بهترين كسى كه از او سؤال مى كنند و اى بهترين عطا كنندگان، روزى بده به من و عيال من (افراد تحت تكفل) از فضل خودت، پس به درستى كه تو داراى فضل بزرگى.[13]
امام جماعت
اگر امام جماعت يك شهر، مردم را اذيت كند و آزار برساند، آيا دوباره مى توان پشت سر او نماز خواند؟
براى روشن شدن پاسخ، بايد دو مسئله به درستى توضيح داده شود: يكى اين كه امام جماعت، بايد داراى چه صفات و خصوصياتى باشد و ديگر اين كه آزار و اذيت مؤمنين چه حكمى دارد؟
درباره مسئله اول (صفات امام جماعت)، مراجع معظّم تقليد، در رساله هاى عمليه خويش مى فرمايند: «امام جماعت بايد بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامى، عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحيح بخواند و اگر مأموم مرد است، امام هم بايد مرد باشد (مبحث جماعت، شرايط امام جماعت).
بنابراين، يكى از صفات امام جماعت، عدالت است; يعنى بايد در جاده مستقيم دين حركت كرده و از گناه بر كنار باشد. امام صادق(عليه السلام) در حديثى به نقل از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد: (اِمامُ القومِ وافدهم الى الله فقدّمُوا فى صلاتِكم افضلكم); امام يك قوم، برنده آن ها به سوى خداوند است; بنابراين، در نمازهايتان بهترين خويش را مقدم سازيد.[14]
بنابراين، امام جماعت بايد عادل بوده، و از گناه به دور باشد.
مسئله دوم: در دين مبين اسلام، اذيّت ديگران، از گناهان بزرگ شمرده شده است; خداوند متعال مى فرمايد: (وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَـتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَـنًا وَ إِثْمًا مُّبِينًا)[15]; و آنها كه مردان و زنان با ايمان را براى كارى كه انجام نداده اند، آزار مى دهند، متحمل بهتان و گناه آشكارى شده اند.
روايات اسلامى هم، كسانى كه موجبات آزار و اذيّت مؤمنان را فراهم مى سازند، با لحنى بسيار شديد نكوهش كرده اند; در حديثى از امام صادق(عليه السلام) اذيّت مؤمن، جنگ با خداوند به شمار رفته است.[16]
در حديثى ديگر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايند: هر كس مؤمنى را اذيّت كند، مرا آزار رسانده و هر كس مرا آزار برساند، خداوند را اذيّت كرده است.[17] و چنين شخصى، مشمول آيه 57 سوره احزاب مى شود كه خداوند مى فرمايد: آنها كه خدا و پيامبرش را اذيت مى كنند، خداوند آنها را در دنيا و آخرت، از رحمت خويش دور ساخته و براى آنها عذابى خوار كننده آماده كرده است.
آرى! آزار ديگران در دين اسلام، نه تنها حرام شده، بلكه از گناهان بزرگ به شمار مى آيد.
با توجه به اين دو مسئله، پاسخ اين است كه اگر شخصى مؤمنان را اذيت كند، به هيچ وجه نمى تواند عهده دار امامت و جماعت شود، چرا كه امامت جماعت، خود منزلت بزرگى است و كسى بايد عهده دار آن شود كه عادل بوده و از گناه و آلودگى بركنار باشد، در حالى كه آزار و اذيّت مؤمنان، از گناهان بزرگ است و شخصى كه اين صفت زشت در او باشد، هيچ گاه نمى تواند امامت جماعت را به عهده گيرد.
در پايان چند نكته را يادآورى مى كنيم:
۱. آن چه در بالا گفتيم، درباره امام جماعتى است كه مردم را مى آزارد، اما اگر نزاعى بين امام جماعت و شخص به خصوصى پيش بيايد و او كار امام را آزار و اذيّت به خود بپندارد، در اين مورد تنها خودش مى تواند پشت سر آن امام نماز نخواند، اما ديگران مى توانند به او اقتدا نمايند.
2. در صورتى كه شخصى به نظر خودش، مورد اذيّت امام قرار گرفته، تنها مى تواند در نماز جماعت به او اقتدا نكند، اما حق ندارد عليه او تبليغ نموده، او را هتك كند، چرا كه هتك و اهانت به مؤمن، خود از گناهان كبيره است.
۳. در بسيارى از موارد، ما در ظاهر چنين مى پنداريم كه امام جماعت، با انجام كارهايى، سبب اذيت بعضى شده اند، اما اگر در آن كارها دقت كنيم چه بسا آن افراد براى انجام كارهاى خود، دليل محكم و قانع كننده اى داشته باشند و در واقع، اذيّتى به كسى انجام نشده باشد; به هر حال بايد مواظب باشيم، شيطان با وسوسه و تشكيك كردن در عدالت امام، ما را از بركات نماز جماعت كه ثواب هاى فراوانى براى آن نقل شده، باز ندارد و موجبات محروميت ما را فراهم نسازد.
[1]. قرائتى، تفسير نور، ج1، ص117.
[2]. بقره، آيه43.
[3]. جمعه، آيه9.
[4]. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج85، ص14; توضيح المسائل مراجع، ج1، ص795، مسئله 1399.
[5]. نحل، آيه44.
[6]. نساء، آيه59.
[7]. ر.ك: حر عاملى، وسائل الشيعه، ج5، ص421 ـ 425.
[8]. اعراف، آيه204.
[9]. ر.ك: سيد هاشم بحرانى، تفسير البرهان، ج2، ص57; شيخ صدوق، علل الشرايع، ج2، ص20.
[10]. ر.ك: سيد محمد حسن بنى هاشمى خمينى، توضيح المسائل مراجع، ج1، ص822، مسئله 1462.
[11]. ر.ك: شيخ صدوق، علل الشرايع، ج2، ص20.
[12]. ر.ك: سيد محمد حسن بنى هاشمى خمينى، توضيح المسائل مراجع، ص615 مسئله 1092.
[13]. ر.ك: همان، ص613، مسئله 1091.
[14]. محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج6، ص742.
[15]. احزاب، آيه58.
[16]. همان، اصول كافى، ج4، ص51.
[17]. همان، بحار الانوار، ج75، ص150.
منبع: کتاب پرسمان قرآنی نماز
آنقدر در سجده به درگاهت ماندم که